اعتیاد به زبان انگلیسی، ترک کن (قسمت سوم)

در ادامۀ سری مطالب”اعتیاد به زبان انگلیسی، ترک کن” که امیدوارم سری های قبلی آن را خوانده باشید.

تا اینجا عنوان شد چه بهتر که روش و اسلوبی باشد که کمک کند ما انگلیسی را به حالت معتادها کلمه و اصطلاح بالا نیندازیم و مثلاً نعشه شویم و متوهم شویم که چیزی یاد گرفته ایم بلکه استفاده کنیم.

در تقسیم بندی که روی مهارت های زبان انجام می شود کلاً به دو قسمت output  و input  تقسیم بندی می شود واضح است که در output  که شامل writing  و speaking  می شود تمرین نقش اول را بازی می کند اما بایستی تمرین روی جملات پایه ای اتفاق بیفتد و به صورت رندم و تصادفی نباشد خوب اگر بتوانیم مهارت های output  را به input  متصل کنیم خیلی عالی خواهد بود خوب  اینجا پیشنهاد این است که آموزش و یادگیری زبان انگلیسی را به استفاده از زبان انگلیسی تبدیل کنیم.

اگر نام سایت را هم اگر از نظر بگذرانید English use  نامیده شده به این معنا که انگلیسی بعد از مدتی تمرین بایستی استفاده شود حالا استفاده از آن به چه نحوی باشد خوب است؟

استفاده فقط با گفتن اینکه استفاده کنم ایجاد نمی شود، دو ویژگی در شخص بایستی تقویت شود اولین ویژگی صفت کنجکاوی . دومین ویژگی صفت خودکنترلی می باشد.

ابتدا اولین صفت را از نظر خواهیم گذراند صفت کنجکاوی که قدیم ها به آن صفت “فضولی” هم می گفتند و آن را مذموم می دانستند در صورتی که همان شخص که حس فضولی دارد اگر درست مسیردهی شود تبدیل به یک شخص کنجکاو می شود. ویژگی “کنجکاوی” کم چیزی نیست بایستی به آن احترام بگذاریم و در جهت رشد و اعتلای آن تلاش کنیم و به آن مسیر بدهیم اما پیشنهاد من این است که در یادگیری زبان هیچ محدودیتی از لحاظ منابع قائل نشوید و خودتان متنی را بیابید که دوست دارید کتابی را پیدا کنید که علاقه دارید.

با همین یک نکته کلی جلو رفته اید. کتاب یا متنی را پیدا کرده اید که دوست دارید و حس کنجکاوی شما نیز علت در معرض بودن شدیداً تحریک می شود.

نمی دانم آیا تا به حال جلوی کانال تلویزیونی بوده اید که نخواهید تماشا کنید اما حس کنجکاوی تان اجازه نمی دهد شما آن را رها کنید به این پدیده “در معرض بودن” می گویند که محیط خودش را به اجبار بر تو تحمیل می نماید.

خوب چقدر خوب که از این ویژگی بد به نفع خودتان استفاده کنید بلکه خودتان را ملزم کنید که در معرض قرار بگیرید در معرض قرار گرفتن هم فقط با گفتن پدید نمی آید چون زبان انگلیسی زبان غیرغالب است و ما به این علت که زبان فارسی را داریم در نتیجه سریعاً کارمان را با آن جلو می بریم.

مشکل از همین جا شروع می شود (دقیقاً از همین جا) شما مطلبی می خواهید انگلیسی بخوانید یا انگلیسی گوش دهید اما دیوار حائل فارسی به شما این اجازه را نمی دهد یعنی در ضمیر ناخودآگاهتان می دانید که اگر این را نخوانید حتماً مطلبی به فارسی هست چرا من این رنج و عذاب را بکشم پس موتور انگلیسی خودتان را خاموش می کنید و همچنان با موتور قدیمی تان ادامه می دهید.

پس در معرض بودن فقط مشکل را حل نمی کند بلکه “حذف انتخابی زبان فارسی در موضوع انتخابی” می تواند کمک شگرفی به شما بکند.

مثلاً کتابی به زبان انگلیسی در دست بگیرید و خودتان را ملزم کنید که فارسی این متن اصلاً وجود ندارد  و شما هر طور شده بایستی آن را بخوانید ضمن اینکه کنجکاوی و علاقۀ شدیدی به دانستن و خواندن آن دارید.

در پست بعدی که آخرین پست این سری “ترک اعتیاد به انگلیسی” خواهد بود در مورد صفت “خود کنترلی” بیشتر خواهم نوشت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *