فرکانس لغات و نقش آن در ساختمان زبان

اقتصاددانان و تعریف ارزش

اقتصاددانان ارزش هر چیزی را به میزان کمیاب بودن آن اعتباردهی می کنند مثلاً می گویند طلا به این دلیل با ارزش است که کمیاب است اما وقتی به اطرافمان نگاه می کنیم خیلی چیزها هستند که خلاف حرف کلی اقتصاددانان است، هر چه تکرار آن و فراوانی آن بیشتر باشد ارزش بیشتری می یابد یکی از این مثال ها لغات در زبان انگلیسی است، هر چه بیشتر توسط نیتیوها استفاده شود ارزش بیشتری می یابد.

حالا به نظر شما می توان متوجه این تکرار شد؟ آیا می توان پراستفاده بودن لغات را تشخیص داد؟

 

تعیین مقدار تکرار لغات (فرکانس لغات)

می توانم این خبر خوب را به شما بدهم که مؤسسه هایی در آمریکا و اروپا وجود دارند که این کار را برای زبان انگلیسی انجام داده اند مؤسسه هایی وجود دارند که کار تخصصی آنها تعیین فرکانس لغات در زبان انگلیسی است البته فقط به همین کفایت نمی کنند بلکه لغات را از جنبه های مختلف و در Context های مختلف بررسی می کنند.

میزان همبستگی این Context  ها به هم و همچنین آیا لغت خاصی چقدر در context های مختلف فراگیر هست و میزان کم و زیاد شدن آن در سال های اخیر (گراف استفاده از کلیۀ لغات در سال های مختلف) و بسیاری آیتم های دیگر

مطمئناً اهداف آن مؤسسه ها علاوه بر مسائل آموزشی، استفاده آن لغات در AR  و یا هوش مصنوعی و کاربرد آن در برنامه نویسی و مسائل دیگر نیز می باشدکه در اینجا اصلاً با آن مسائل کاری نداریم.

چند مدت قبل، با ایمیل از یکی از پژوهشگران آنجا خواستم کتاب فرکانس لغات را به من بدهد که ایشان با ادب و متانت تمام  قبول نکردند و در عوض اکسلی دادند که به نظر من از خود کتاب بهتر است چون بعضاً در مورد لغتی کنجکاو می شوم و با اکسل خیلی راحت  ctrl+F می توانم حتی در Sheet های مختلف آن جستجو کنم در حالی که در pdf مثال بارز pain in the neck  است.

هدف عمدۀ من در این پست بیان این مطلب است  که همۀ لغات ارزش یکسانی ندارند و اگر ترتیب رعایت نشود پیشرفتی صورت نمی گیرد.

در مورد لغات vocabulary بسیار می توان نوشت اما همان طور که بارها گفته ام در یادگیری زبان،  لغات و حفظ واژه قسمتی از یادگیری محسوب می شوند و قسمت عمدۀ آن جملات پرکاربرد هستند که به نوعی نقش اسکلت زبانی را ایفا می کنند اگر ما این اسکلت ساختمان را نداشته باشیم چگونه می توانیم سایر تجهیزات ساختمان، سقف ها و درب ها و قسمت های مختلف را نصب کنیم.

 

تقسیم بندی لغات از لحاظ فرکانس

در یادگیری زبان تقسیم بندی های زیادی را می توان انجام داد اما از جنبۀ لغات و جمله تقسیم بندی زیر مفید است.

  • جملات پرکاربرد یا Basic Structures
  • لغات با فرکانس بالا (سه هزار لغت اول)
  • لغات با فرکانس متوسط ( سه هزار لغت دوم)
  • لغات با فرکانس پایین (سه هزار لغت سوم)
  • لغات کم کاربرد (از نه هزار تا بیست هزار)
  • لغات تخصصی هر رشته

قسمت اول جملات پرکاربرد هستند که اسکلت اصلی ساختمان است و به نام useful phrases and sentences و یا Basic  Structure شناخته می شوند.

قسمت دوم High frequency vocabulary  هست که می توان از آنها آجر و کف و دیوارهای ساختمان نام برد و البته که با قسمت اول همپوشانی بسیار شدیدی دارند و حتی می توان این را قسمت اول و قسمت جملات پرکاربرد را قسمت دوم نام برد جای قسمت اول و دوم را جابجا کرد. (نظر شما چیست؟)

قسمت سوم Mid frequency vocabulary  یا لغات با فرکانس متوسط است و نقش آن چیزی است که بعد از سفت کاری ساختمان شروع می شود مثل گچ کاری اولیه، موزائیک و سرامیک و کاشی و هر آنچه بدون آن ساختمان تکمیل نیست اما با آن می توان آن را قابل سکونت دانست.

قسمت چهارم Low frequency vocabularyیا لغات با فرکانس پایین است مثل درب ها و پنجره ها و گچ کاری نهایی و لوله کشی و سیم کشی است.

قسمت پنجم هم لغات بسیار کم کاربرد هست که ما هیچ گاه لازم نیست در رایتینگ و Speaking  استفاده کنیم اما در سطوح بالا برای مهارت های input ریدینگ و لیسنینگ لازم است. مثال این را هم می توان مسائل جزئی ساختمان می باشد. در مورد تعداد لغات منابع مختلف اعداد گوناگونی داده اند اما این را در نظر بگیرید که آنها اولاً همۀ حالات لغت را در نظر گرفته اند و ثانیاً کلمات تخصصی را هم در نظر می گیرند که صدالبته منظور ما آنها نیست.

قسمت ششم ، لغات تخصصی رشته های مختلف است که می توان مبلمان و تجهیزات و اسباب و اثاثیۀ خانه است که از خانواده ای به خانوادۀ دیگر فرق می کند. به همین علت بدون حتی دانستن اینها زبان شما حالت General language  می باشد مانند همان ساختمان خالی از سکنه که می توان واحدهای آپارتمان را حتی فروخت اما قابل سکونت نیست.

 

این تقسیم بندی اصلاً solid  نیست اما به این صورت می تواند جنبه ای از زبان را برای ما واضح نماید. ضمناً قسمت 5 و 6 با هم مشابه قسمت 1 و 2 همپوشانی یا overlap دارند.

بازهم تأکید می کنم که فرکانس لغات از context  تا Context  با هم فرق می کند اما در کل شاید تفاوت در لغات در جاهای مختلف و افراد مختلف ده درصد با هم متفاوت است و به دلیل آن ده درصد نمی توان کل قضیه را نادیده گرفت.

 

حالا سؤال اصلی:

آیا به نظر شما منطقی است شخصی قبل از تکمیل اسکلت ساختمان، سراغ نصب پنجره برود یا اینکه بخواهد راه پله را سنگ کند در حالی که اصلاً اسکلت ساختمان وجود ندارد که بخواهد روی آن نصب شود.

حالا بیایید تمرینی انجام دهیم برای مدتی لغات و استراکچرهای خودتان را نظارت کنید و بعد نظر بدهید تا چه حد این فرکانس جملات و لغات در مورد شما صادق است؟ تا چه حد ترتیب رعایت شده است؟

اکثر اوقات اشخاصی را در اطرافم مشاهده می کنم که واژه های عجیبی از انگلیسی بلد هستند اما ابتدایی ها و پایه ای ها را بلد نیستند چقدر نازیبا به نظر می رسد.

به عنوان مثال، یکی از دوستان خارجی من، فارسی را تازه گرفته است و می خواست بگوید که فلان مساله عچیب است از کلمۀ شگرف استفاده کرد من متوجه نشدم چه می گوید (چون با لهجۀ افتضاحی تلفظ می کرد) چندین بار از او خواستم تکرار کند در نهایت متوجه شدم که وی کلمۀ عچیب را نمی داند و رفته از دیکشنری شگرف را پیدا کرده و به کار می برد واقعاً نمی توانید صحنه را تصور کنید چقدر خندیدم (لطفاً پی نوشت دو را ملاحظه کنید 🙂 هنوز کلمۀ “عجیب”  را نمی داند لااقل برایش اکتیو نشده رفته کلمۀ شگرف را استفاده می کند!

این مثال برای انگلیسی ما شدیداً مصداق دارد بلکه به نظر من حتی بسیار شدیدتر، وقتی با لغات کم کاربرد و یا بسیار کم کاربرد صحبت می کنیم (قسمت چهارم و پنجم)  مثل این است که سنگ دستشویی و وان حمام را بدون اینکه طبقه، سقف داشته باشد نصب کرده ایم و افتخار هم می کنیم.

 

و این هم سؤال خیلی اصلی:

من نمی دانم چه شخصی اولین دفعه به ملت گفت برای یادگیری انگلیسی بایستی 504 خواند، من نمی دانم چرا برای یادگیری انگلیسی بایستی از لغتی مثل abandon  شروع کرد؟

 

 

پی نوشت اول: البته این را بگویم شما هر طوری که جلوی نیتیوها صحبت کنید به شما نمی خندند امکان ندارد چون آنها با این فرهنگ تربیت شده اند که انگلیسی بیشتر از اینکه زبان آنها باشد زبان بین المللی هست و تعلق به ملت خاصی ندارد و لااقل من غروری در آنها ندیده ام ( لطفاً با خودمان مقایسه کنید اگر یکی از قبایل مثلاً آفریقایی کلمۀ فارسی استفاده کند چه تعریف ها و خودستایی ها که انجام نمی دهیم )

البته در مورد پاکستانی ها و هندی ها کمی قضیه فرق می کند کمی حالت خودبرتربینی دارند از اینکه بدون نفت اقتصاد بهتری دارند آموزش و پرورش بهتری دارند کلاً وضعیت بهتری دارند (البته من قبول ندارم اما آنها با این دید به ما نگاه می کنند) در مورد زبان خیلی به وضعیت زبان انگلیسی ایرانی ها می خندند و ما هم چیزی غیر از لهجه آنها پیدا نمی کنیم یک بار یکی از آنها به من می گفت لهجۀ ما جزء لهجه های استاندارد زبان انگلیسی محسوب می شود حتی اگر شما در موبایل ها بخواهید انواع انگلیسی  جهت تلفظ تنظیم کنید لهجه هندی هم وجود دارد.

 

پی نوشت دوم:متاسفانه آموزش و پرورش با هنرنمایی تمام کاری می کند که دانش آموز خدای ناکرده مطلبی یاد نگیرد البته این مطلب فقط در مورد آموزش زبان مصداق ندارد بلکه در کلیۀ دروس همچنین قصد غیرعمدی وجود دارد البته در مورد زبان خیلی هم مطمئن نیستم که سهوی باشد!می توان در مورد مصداق های این ادعا خیلی دلایل آورد.

 

پی نوشت سوم: در صورتی که شخصی علاقه داشت که فایل اکسل ترتیب لغات را داشته باشد، در اینجا کامنت بگذارد یا اینکه به آدرس mhasanbahramid@gmail.com ایمیل بفرستد.

10 دیدگاه برای “فرکانس لغات و نقش آن در ساختمان زبان

    1. با سلام، این فایل اکسل فقط فایل واژه های پرکاربرد نیست بلکه تعداد 27500 لغت را شامل می شود که آنها به ترتیب تعداد استفاده در منابع مختلف رنکینگ شده است.

  1. سلام آقا محمد حسن عزيز
    اگه امكانش باشه من هم فايل اكسل رو داشته باشم ممنون ميشم .
    مطلبتونم خوندم مشكليه كه براي من هم پيش اومده كلي كلمه هاي كم كاربرد سخت رو ياد گرفتم ولي جزئيات ساده و ابتدايي رو درست بلد نيستم. با مشكلات جدي اي روبرو شدم الان.
    خوشحالم كه با سايت شما آشنا شدم .
    ممنون از مطالب خوبتون

    1. سلام علی آقای عزیز،
      امیدوارم با این فایل کمی از مقدار کلمات مرده dead vocab کم کنی و بیشتر به کلمات زنده تر مشغول بشی منظور از dead vocab فقط این نیست که هزار سال پیش استفاده می شده بلکه ما dead vocabulary هم داریم که آنقدر بایستی مخوانی تا آن را مجدد مشاهده کنی
      ضمناً فایل ارسال شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *