discrepancy between theory and experiment

 

وقتی که اختلاف بین تئوری و تجربه (آزمایش) به وجود می آید

When a discrepancy between theory and experiment arises,

***

تئوری های جدید بایستی تنظیم شوند تا این اختلاف را حذف کنند.

New theories must be formulated to remove the discrepancy.

***

بسیاری اوقات تئوری فقط تحت شرایط محدودی قابل قبول هست

Many times a theory is satisfactory only under limited conditions

***

تئوری های عمومی بیشتری ممکن است قابل قبول باشند بدون این محدودیت ها

; a more general theory might be satisfactory without such limitations.

***

 

برای مثال، قوانین حرکت که توسط اسحاق نیوتن (1642-1727) در قرن 17 میلادی کشف شد

For example, the laws of motion discovered by Isaac Newton (1642–1727) in the 17th century .

***

به طور دقیق حرکت اجسام را در سرعت های نرمال توصیف می کند اما در مورد اشیائی در مقیاس سرعت نور قابل استفاده نیست.

Accurately describe the motion of bodies at normal speeds but do not apply to objects moving at speeds comparable with the speed of light.

***

برعکس، تئوری خاص نسبیت که توسط آلبرت انیشتین در اوایل قرن بیستم گسترش یافت همان نتایج که قوانین نیوتن در سرعت های پایین می دهند را برای سرعت های بالا (برابر یا سرعت نور) می دهد.

In contrast, the special theory of relativity developed by Albert Einstein (1879–1955) in the early 1900s gives the same results as Newton’s laws at low speeds but also correctly describes motion at speeds approaching the speed of light.

***

بنابراین، تئوری انیشتین در حرکت عمومیت بیشتری دارد.

Hence, Einstein’s is a more general theory of motion.

***

فیزیک کلاسیک به معنی کل فیزیکی که تا سال 1900 به وجود آمده بود شامل کلیۀ تئوری ها، مفاهیم، قوانین و آزمایشات در مکانیک کلاسیک، ترمودینامیک و الکترومغناطیس می باشد.

Classical physics, which means all of the physics developed before 1900, includes the theories, concepts, laws, and experiments in classical mechanics, thermodynamics, and electromagnetism.

******

Part 2:

نکته: کلمۀ  discrepancy به معنای اختلاف می باشد البته به جای آن می توان ازConflicting  یا  Contradictoryاستفاده کرد

Contradictory: a lot of the information we received from historical sources is contradictory.

Conflicting: At first we received conflicting information about the number of children who were seriously hurt.

Discrepancy: Police found discrepancies in the two men’s reports.

***

نکته: از کلمۀ  remove می توان به جای درآوردن لباس استفاده کرد (در متن های رسمی) اما در حالت غیررسمی از take something off  استفاده می شود.

Example: Is it OK if I take my coat off.

Whenever go inside a room take your hat off.

***

نکته: در متن از satisfactory استفاده شده اما در محاوره از این کلمه ندرتاً استفاده می شود و به جای آن از کلمات ذیل استفاده می شود:

Good enough: Do you think she’s good enough to be in the team.

Be all right: The children made cakes; I hope they’re all right.

مثال خوبی در این مورد که خیلی به نظرم جالب آمد (مخصوصاً for a number of reasons)

This system was far from satisfactory for a number of reasons.

***

نکته: داشتم دنبال راهی می گشتم که بتوانم ماه های میلادی را کامل درک کنم مثلاً سپتامبر می دانم تقریباً شهریور می شود اما چه راهی که بهتر درک کنم به origin  کلمه نگاه کردم نوشته بود September  از septem لاتین به معنای seven  می آید و در اصل این ماه، ماه هفتم در روم باستان بوده که دو ماه از ماه میلادی عقب تر است و سپتامبر ماه نهم میلادی می باشد.

***

نکته: در مورد قرض گرفتن و قرض دادن همیشه همه مشکل دارند اکثر مشکلات هم ناشی از اختلاف دو زبان انگلیسی و فارسی می باشدکه در فارسی برای قرض گرفتن و قرض دادن از یک فعل استفاده می شود.

قرض گرفتن به معنای borrow  می باشد  (Do not confuse between borrow and lend)

Would you mind if I borrowed your car?

قرض دادن هم  Lend هست و هم خانوادۀ  Loan می باشد.

Can you lend me 10$ until next month?

I lend my bike to David.

A lot of bank are unwilling to lend money to new business.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3 دیدگاه برای “discrepancy between theory and experiment

  1. آقای بهرامی سلام
    شما در کانال تلگرام ۲ جمله عنوان کردید:
    Here is being cleaned
    اینجا داره تمییز می شه
    Here is getting cleaner
    اینجا داره تمییز می شه ها
    جمله دوم به این معنی نمی تونه باشه که اینجا داره تمییز تر می شه (به خاطر استفاده از cleaner)
    راستش من” تمییز تر می شه ها” رو زیاد ترکیبش رو متوجه نشدم . ممنون میشم در این مورد توضیح بدید.

    1. سلام
      به نظر من دو جمله یکی هست
      “اینجا داره تمیز می شه ها” با “اینجا داره تمیزتر میشه ” خیلی تفاوت نداره چون که اولی همان معنای دومی رو می دهد داره تمیز می شه یعنی تمیزتز میشه
      از این مثال ها خیلی می شه آورد
      اگر شما فکر می کنید دو جمله فرق داره لطفاً به من بگید
      متشکرم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *