Illusion of Learning

می خواهم در مورد موانع یادگیری بنویسم اما فکر کنم امکان این وجود ندارد که همه را در یک پست  نوشت.

چند روزی بود در مورد موانع تخصص و سواد فکر می کردم و تعدادی مانع را پیدا کردم اما خوب نمی شود همه را در یک جا نوشت فعلاً به تعداد محدودی از آنها می پردازم:

این موانع که لااقل الان می خواهم بنویسم اصلاً مانع نیستند و حتی می توانیم به جای مانع از انها به نام “کمک یادگیری” و یا “کمک آموزشی” نام ببریم اما در حال حاضر نمی توان اسمی غیر از مانع روی آنها گذاشت. چون مرز یین استفادۀ درست و غلط آن بسیار باریک است.

 دانلود: بزرگترین مانع یادگیری، ما خودمان بهتر می دانیم که بالای نود درصد مواردی که دانلود می کنیم بعد از مدتی یا گم می شوند یا اینکه خودمان آنها را حذف می کنیم بدتر اینکه چون اکثراً پولی نمی دهیم و هزینۀ بسیار کمی دارد این کار را همیشه ادامه می دهیم تعدد سایت های دانلود هم می تواند از نشانه های این معضل باشد ای کاش نرم افزاری یا اپلیکیشنی بود که اگر منبعی را استفاده نمی کردیم اتوماتیک آن را حذف می کرد.

 شاید یکی دیگر از دلایل، عدم اطمینان از دسترسی به آن در آینده در وب باشد چرا که ما همیشه ترس این را داریم که نکنه دانلود نکنیم و از دستمان برود. دلیل بعدی اینکه بدون هزینه آن را به دست می آوریم یا با هزینۀ کم و خیلی هم خوشحال هستیم که مثلاً اینها را به دست آورده ایم.

این دانلودها که شامل کتاب، جزوه، فیلم آموزشی و و اپلیکیشن و نرم افزارو غیره می باشد این توهم را ناخودآگاه در ما به وجود می آورد که با سواد شده ایم. اگر با همین فرض به موارد دیگر هم نگاه کنیم دانشگاه رفتن اکثریت ماها هم می تواند در حکم رفع عذاب وجدان و در راستای ایجاد توهم سواد و تخصص باشد.

دومین مانع بزرگ یادگیری، حضور به بهانۀ یادگیری در شبکه های اجتماعی است مثلاً شخصی در شبکه اجتماعی عضو می شود و خوشحال و خندان که من دیگر با این حضور، جزء دانش آموختگان و یا حداقل جزء یادگیرندگان محسوب می شوم.

اگر این درست بود بسیاری از افراد که الان عضو کانال های روانشناسی تلگرام هستند بایستی روانشناس بودند در صورتی که اگر از آنها بخواهیم تفاوت بین روانشناسی رفتاری و شناختی را بگویند بسیاری از آنها از این کار عاجز هستند با اینکه هر روز دارند مطلبی در مورد روانشناسی می خوانند ،البته شبکه های اجتماعی نسبت به دانلود،”توهم یادگیری” شدیدتری به وجود می آورد.

البته که شبکه های اجتماعی جهت بعضی کارها مثل اطلاع رسانی و خبررسانی مفید هستند اما جهت یادگیری به هیچ وجه عملکرد مناسبی ندارند.

هدف من از نوشتن این متن این نیست که کسی را از عضویت تلگرام یا سایر شبکه های اجتماعی منع کنم اما می خواهم روی این نکته تاکید کنم که اگر عضو شدید زمان سپری شده در آن را جزء تفریحات خود محاسبه کنید نه اینکه از آن برای خلاصی از عذاب وجدان “عدم مطالعه” استفاده کنید و توهم این را داشته باشید که با حضور مثلاً دو ساعته در تلگرام و حتی خواندن کانال های علمی فضیلتی حاصل شده است.

شبکه های اجتماعی برای حیطۀ خودشان که همان تفریح و نهایتاً خبررسانی باشدمفید هستند. البته روی خبررسانی هم بایستی خیلی محتاط بود.

سومین مانع یادگیری، جمع آوری منابع من جمله کتاب و یا سایر منابع یادگیری می باشد که این مورد سوم، می توانست جزء مانع اول طبقه بندی شود اما به علت اینکه این مورد کمی با مانع اول تفاوت داردبه همین دلیل آن را در گروه اول قرار ندادم.

حتی نوعی ازجمع آوری می تواند جمع آوری “خواندن کتاب”  باشد بله خواندن کتاب هم می تواند جزء جمع آوری محسوب شود. البته در مورد این نوع جمع آوری بایستی در جای دیگری به تفصیل سخن گفت.

تناقض خیلی بالایی در رفتار ما انسان ها وجود دارد به عبارت دیگر، آدم های عجیبی هستیم بدون پرداخت هزینۀ یادگیری می خواهیم جزء باسوادها و متخصص ها محسوب شویم در صورتی که  این از محالات است.

در اینجا منظور از هزینۀ یادگیری،  صرف پول  و یا حتی صرف زمان نیست بلکه  منظور از هزینۀ یادگیری، انرژی و توجه صرف شده می باشد ولی ما انسان ها با پرداخت پول و یا جمع آوری و یا در بسیاری مواقع ادا درآوردن می خواهیم این توهم یادگیری را به اشکال متفاوت در خودمان ایجاد کنیم در حالی که از منابع توجه و انرژی مان میلی گرمی هم خرج نکرده ایم.

در مورد شبکه های اجتماعی و مدیریت منابع معلم عزیرم مطالبی در سایت متمم و در روزنوشته هایشان نوشته اند. در مورد یادگیری هم پادکست هایی دارند که شاید من بیش از پنج بار آنها را گوش داده ام و بسیار مفید و جالب هستند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *