Is moore’s law reaching an end or will live on

Carbon nanotubes may be the key to shrinking down transistors and squeezing more computer power into less space.

نانو تیوپ های کربنی ممکن است کلیدی باشد برای کوچک کردن سایز ترانزیستورها و فشرده کردن کامپیوترهای قدرتمندتر به اندازه های کوچک تر باشد.

 

  • فعل  shrink به معنی جمع شدن است.

The sweater shrank when it was washed.

Historically, the number of transistors that can be crammed onto a computer chip has doubled every two years or so, a trend known as Moore’s law.

 

با نگاهی به تاریخچۀ ترانزیستورها، تعداد آنها که می نوانند cram شوند در چیپ های کامپیوتری هر دو سال دو برابر و یا بیشتر شده است و این روند به قانون مور معروف است.

  • کلمۀ cram به معنای چپاندن و پر کردن هست و می تواند با دو حرف اضافۀ into و onto بیاید.

My friend crammed his clothes into the bag.

جمله ای که موقع دیدن خیابان شلوغ استفاده می شود:

The street were cram-full of people.

But that rule seems to be nearing its limit: Today’s silicon transistors can’t get much smaller than they already are.

 

اما این فاعده به نظر می رسد که در حال نزدیک شدن به محدودیت خود می باشد. ترانزیستورهای سیلیکونی فعلی نمی توانند خیلی کوچک تر از اندازۀ فعلی شان شوند.

 

  • فعل seem در این نوع متن ها زیاد استفاده می شود.

It seems a foolish decision now.

Going out for lunch seemed like a good idea.

    فعل appear هم به جای seem به کار می رود البته appear  رسمی تر است.

 

 

Carbon nanotubes may offer a sizable solution. In the June 30 Science, IBM researchers report a carbon-nanotube transistor with an overall width of 40 nanometers — the smallest ever.

 

نانوتیوب های کربنی ممکن است راه حل خوبی باشد. در مجلۀ Science سی ژوئن، محققان شرکت IBM از ترانزیستورهای نانوتیوب کربنی با سایز کلی 40 نانومتر خبر داده اند که کوچک ترین اندازه تا به حال می باشد.

 

  • واژۀ ever به معنای همیشه است عبارت های زیر به ترتیب به معنای طبق معمول و برای همیشه هست.

as ever

for ever

 

 

It’s about half the size of typical silicon transistors.

 

این سایز تقریباً حدود نصف اندازۀ ترانزیستورهای سیلیکونی معمولی می باشد.

 

  • واژۀ about  می تواند خیلی پر کاربرد باشد در اینجا به معنای حدود و یا تقریباً می باشد. حالا دو مثال زیر را بخوانید و سعی کنید با آن جمله سازی کنید. اولی به معنای “پدرم دارد بازنشسته می شود” و دومی “فیلم می خواهد شروع شود”

My father is about to retire.

The film’s about to stat.

 

Researchers have created carbon-nanotube transistors with certain supersmall components before, but the whole package was still bulky, says study coauthor Qing Cao of IBM’s Thomas J. Watson Research Center in Yorktown Heights, N.Y.

 

مخققان ترانزیستورهای نانوتیوپ با اجزاء بسیارریز خاصی ساخته اند اما در کل باز هم حجیم بودند این را یکی از محققان مرکز پژوهش توماس واتسون شرکت IBM به نام Qing Cao در ارتفاعات یورک تاون نیویورک عنوان کرد.

 

  • در متن های این چنینی عبارت های فعلی have created و have studied (اسم را کاری نداریم) بسیار می آید. have created یعنی ساخته اند که معنادهی بهتری نسبت به created دارد.

 

  • عبارت was still bulky باز هم حجیم بود.

a bulky parcel

one of my classmate was a bulky boy.

       همچنین در بازرگانی bulk buying و bulk selling  و bulk order  به ترتیب به معنای “خرید عمده” و “عمده فروشی” و “سفارش عمده” می باشد.

 

The new study confirms that, in terms of size, carbon-nanotube transistors can beat out silicon — and that’s no small feat.

پژوهش های حدید این را اثبات می کند که از لحاظ سایز ترانزیستورهای نانوتیوب کربنی می توانند ترانزیستورهای سیلیکونی را شکست دهند و این پروژه بزرگی محسوب می شود.

 

  • عبارت in terms of size به معنی از لحاظ سایز می باشد.
  • فعل beat out فعل عبارتی یا همان phrasal verb می باشد به معنای “شکست دادن در مسابقه ای” یا “پیروز شدن در رقابت” هست اما معنی “beat” به معنای زدن می باشد.

The woman have been beaten to death by her husband.

  • در عبارت that’s no small feat واژۀ feat به معنای کار بزرگ یا کار برجسته می باشد.

کار بزرگی که به نظر کاملاً غیرممکن می باشد.

a feat which seems quite impossible.

پی نوشت اول: در این نوشته خیلی سعی کردم که فایل صوتی تهیه کنم اما نشد واقعاً مشکل هست فایل صوتی native مناسب داشتن، البته می توان بهترین فایل صوتی که صدای Non-native باشد اما نظرم این است که صدا بایستی Native باشد تا اثرش را بگذارد.

 

پی نوشت دوم: اگر این متن را تا اینجا خواندید برای ماندگاری و حک در ذهن، اینحا یا روی کاغذ مثال هایی از روی مثال های اینجا بنویسید. اصلاً برای اینکه output خوبی داشته باشید مثال های خوب پیدا کنید و جمله سازی کنید.

 

پی نوشت سوم: در مورد قانون مور (فشردگی ترانزیستورها) و توقف این روند تا سال 2021 اگر نظری دارید بنویسید. این نانوتیوب های کربنی ممکن است در آینده جایگزین ترانزیستورهای سیلیکونی باشند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *