physics and theories and

پیش نوشت: این نوشته شامل دو قسمت می شود که قسمت اول متنی در مورد فیزیک است و قسمت دوم جمله هایی از یک مقاله است و نکاتی که به نظرم جالب آمد. ایده ای به ذهنم آمده پست های اینجا را شبیه مجله در بیاورم یعنی مطالبی در مورد زبان انگلیسی که به نظرم جالب می آیند را در یک پست بنویسم و خیلی خودم را محدود به حالت خاصی نکنم.

مثلاً اگر نکتۀ خاصی را مشاهده کردم آن را با مطالب دیگر مثل یک مجله بیاورم.

 

Part 1:

مثل سایر علوم، فیزیک بر پایۀ مشاهدات تجربی و اندازه گیری های کمی بنا نهاده شده است.

Like all other sciences, physics is based on experimental observations and quantitative measurements.

***

هدف اصلی علوم یافتن تعداد محدودی از قوانین پایه ای که پدیده های طبیعت از آن تبعیت می کنند می باشد.

The main objective of physics is to find the limited number of fundamental laws that govern natural phenomena

***

تا از آنها برای گسترش نظریه ها استفاده کند که آن نظریه ها بتوانند نتیجۀ آزمایشات آینده را پیش بینی کنند.

And to use them to develop theories that can predict the results of future experiments.

***

قوانین پایه ای که در گسترش و بسط نظریه ها (تئوری ها) استفاده می شود با زبان ریاضی بیان می شود.

The fundamental laws used in developing theories are expressed in the language of mathematics,

***

ابزاری که به عنوان یک پل تئوری و تجربه (آزمایش) را به هم متصل می کند.

The tool that provides a bridge between theory and experiment.

وقتی که اختلاف بین تئوری و تجربه به وجود می آید تئوری های جدید بایستی فرموله شوند تا آن اختلافات را از بین ببرند.

When a discrepancy between theory and experiment arises, new theories must be formulated to remove the discrepancy

***

بسیاری اوقات تئوری (نظریه) فقط تحت شرایط محدودی قابل قبول (رضایتبخش) است.

Many times a theory is satisfactory only under limited condition

*****

Part 2:

ویسکوزیته بایستی پایین تر از 25 سانتی پواز باشد.

The viscosity should be below 250 cps

نکته: کلمۀ below  به معنای “پایین” هست برای مثال:

Anything below $50 would be a good price.

Anything less than $50 would be a good cost.

کدام یک از جملات بالا بهتر است؟

***

ترکیب حلال بایستی دارای جزء حلال غالبی باشد که به تنهایی نتواند مادۀ جامد را حل کند.

The solvent blend should contain predominantly fast-evaporating solvents which individually could not dissolve solid substances.

نکته: کلمۀ contain  در اینجا به معنای شامل بودن و یا محتوی بودن است اما معنای دیگری که در محاورۀ روتین خیلی استفاده می شود اجتناب کردن و خودداری کردن می باشد.

اکثر مواقع contain  در حالت رسمی استفاده می شود مثل

The box contained books

اما در حالت روتین می توان جمله را به این حالت بیان کرد

The box had books in it.

اما معنای دیگری که در محاورۀ روتین خیلی استفاده می شود اجتناب کردن و خودداری کردن می باشد.

She couldn’t contain her amusement any longer.

He was so excited he could hardly contain himself.

***

در صنعت ساختمان،مصرف این مواد در مشاغل و کارهای متعددی استفاده پیدا کرده است.

In the construction industry, this material finds use in a variety of jobs.

نکته: variety  با various چه فرقی دارد؟

The students come from a variety of different background.

He decided to leave high school for various reasons.

اولی noun  می باشد اما دومی adjective  می باشد.

***

بعضی از استفاده های عمده عبارتند از:

Some of the larger volume applications include:

نکته: کلمۀ application  کاربردهای زیادی دارد:

1-written request

2- practical use

3- computer

4-effort

که برای مورد دوم می توان مثال زیر را آورد:

The research has many practical application.

*****

 

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *