The crow and the Pitcher

پیش نوشت: اصلاً لغات مشکل را سعی نکنید حفظ کنید فقط به استراکچر توجه کنید و آن را تمرین کنید که اگر خواستید این چنین مفاهیمی را بگویید و بنویسید با این عبارات، جمله بسازید.

 

***

یک روز کلاغی آنقدر تشنه بود که فکر کرد

One day a crow was so thirsty that he thought

نکته:  “آنقدر … که” از so … that  استفاده می شود برای مثال  او آنقدر خسته بود که نتوانست حتی بخواند.

He was so tired that he couldn’t even sleep.

***

اگر زود آبی پیدا نکند به زودی خواهد مرد.

He would die if he did not soon find water.

نکته: چون شرطی در گذشته بوده پس به جای will از  would استفاده می شود. برای مثال

if he was there, his friend would come.

***

بعد از مدتی او کوزۀ آبی را دید

After some time he saw a pitcher of water

نکته: به جای pitcher  از واژۀ jug  هم می توان استفاده کرد البته با هم تفاوت دارند.

***

و او به طرف آن پرواز کرد تا آبی به دست آورد.

And he flew to it to obtain a drink of water,

نکته: سه حالت پرواز کردن fly flew flown هست.

***

اما او متوجه شد که مقدار کمی آب داخل آن هست.

But he found that there was very little water in it.

نکته: find به معنای متوجه شدن می باشد و در مقاله ها هم عبارت it was found that زیاد استفاده می شود.

***

او تلاش کرد که منقار خودش را به آب برساند.

He tried to reach the water with his bill,

نکته: تفاوت این دو جمله چیه؟

Try to go that place again

Try going that place again

جملۀ اول به معنای تلاش کردن است و جملۀ دوم به معنای امتحان کردن است. جملۀ اولی سعی کن که آن محل مجدد بروی اما جملۀ دوم به معنای به آنجا رفتن را مجدد امتحان کن

***

اما نتوانست به خاطر اینکه کوزه خیلی بلند بود.

But could not, because the pitcher was high

نکته: high به معنای under the influence of a drug  هم معنا می دهد.

 

***

 و آب داخل آن خیلی کم بود.

And the water was too low in the pitcher.

نکته: تلفظ low را هم در دیکشنری در اینجا توجه کنید. این تلفظ را بارها تکرار کنید (پیشنهاد من American هست)

***

تعدادی شن در آنجا وجود داشت

There were some pebbles one by one,

نکته : این pebble را به هیچ عنوان حفظ نکنید چون خیلی استفاده نمی شود بعد مدتی فراموش می شود فعلاً کلمات و استراکچرها و عبارات مهم تری هستند که به آن بایستی پرداخته شود.

***

 و آنها داخل کوزه یکی یکی انداخت.

And dropped them into the pitcher,

***

آب داخل کوزه آهسته بالا آمد همان طور که شن ها داخل آن انداخته می شدند.

The water in the pitcher rose gradually as each stone was put in.

نکته: به جای کلمۀ gradually هم slowly خوبه. اینجا  as هم خیلی پرکاربردیه به معنای “درحالی که”

 

***

در پایان آنقدر بالا آمد که کلاغ توانست به آن برسد.

At last it rose so high that he was able to reach it.

نکته: به جای At last کلمۀ Finally هم می توان نوشت در این متن از so… that دو بار استفاده شده که خیلی ترکیب پرکاربردی هست. به جای he was able to هم می توان he could reach it نوشت.

***

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *